محمد ابراهيمى وركيانى

40

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

اوضاع اجتماعى در كشور روم نيز بهتر از اين نبود : در اين كشور هرچند به‌منظور جلوگيرى از كسب دانش براى طبقات پايين ، قانونى وضع نكرده بودند ، تقسيم طبقاتى آن‌گونه كه افلاطون در كتاب جمهورى تحت عنوان مدينهء فاضله ترسيم نموده ، جز اين اقتضايى نداشت . افلاطون نيز مانند متفكران ايران باستان بر اين باور بود كه سلطنت ويژه كسانى است كه داراى نژاد طلايين‌اند و كارگزارى نيز متعلق به نژاد نقره‌گون است . اما طبقات پايين اعم از اصناف و بازرگانان حق ندارند در امور كشورى و سياسى دخالت كنند و به همين دليل از نگاه افلاطون ، دموكراسى و مردم‌سالارى از بدترين انواع مدينه غيرفاضله بشمار مىآيد . « 1 » طبيعى است طبقات پايين كه از دانش خود نمىتوانستند بهره اجتماعى برند ، داعى براى كسب دانش نيز در آنان ضعيف مىشد و از اين سو طبقات رفاه‌زده و خاندان سلطنتى نيز قادر نبودند مشكلات كسب دانش را برتابند . بنابراين آنچه دربارهء كتابخانه‌هاى فراوان ايران و روم در پاره‌اى از منابع دست چندم آمده ، همان‌گونه كه استاد مطهرى مىگويد ، سرابى بيش نبوده است . ويژگىهاى نظام اسلام در چنين اوضاعى كه ذكر آن رفت ، پيامبر اسلام با آيينى جهانى مبعوث شد . او بر خلاف همهء پيامبران پيش از خود كه رسالتى قومى داشتند ، فرمان يافت كه همهء جهانيان را به توحيد فراخواند . در آيين جهانى اسلام از ملل غيرمسلمان چيزى جز اعتراف به آزادى عقيدتى براى مسلمانان مطالبه نشده و به همين رو در صدر برنامه‌هاى خود ، اهل‌كتاب را اين‌چنين فراخوانده : بگو اى اهل كتاب ! بياييد بر سر سخنى كه ميان ما و شما يكسان است ، بايستيم كه جز خداى را نپرستيم و چيزى را شريك او قرار ندهيم و بعضى از ما بعضى ديگر را به‌جاى خدا به خدايى نگيريم . پس اگر [ از اين پيشنهاد ] اعراض كردند ، بگوييد شاهد باشيد كه ما مسلمانيم ، [ نه شما ] . « 2 »

--> ( 1 ) . افلاطون ، جمهورى ، ص 202 و 498 . ( 2 ) . آل‌عمران ( 3 ) : 64 .